داستان فیلم راجع خبرنگاری است که در سفرش به ایران در حوالی یکی از روستاهای مرکزی ایران به نام کوهپایه، ماشین اش خراب می شود و برای تعمیر، آن را به مکانیک روستا می سپارد. در همین بین زنی مسن به نام زهرا با دیدن این روزنامه نگار از او می خواهد تا داستانی را برای او تعریف کند. بعد از دیدار مخفی این خبرنگار فرانسوی و این زن در منزلش با روشن شدن ضبط صوت به چند ماه قبل می رویم. زهرا خواهرزاده ای به نام ثریا دارد که شوهرش قصد ازدواج مجدد با دختری چهارده ساله را در سر می پروراند و چون قادر به تامین هزینه های دو زندگی نیست قصد طلاق دادن ثریا را دارد. ثریا که زندگی خوبی با چهار فرزند دارد، حاضر به طلاق نمی شود. شوهر ثریا با همکاری کدخدا و چند نفر دیگر مقدمات تهمتی ناروا به ثریا را فراهم می کنند. آن ها قصد می کنند تا با نسبت دادن تهمت زنا به او، ثریا را سنگسار کنند.

شاید داستان فیلم کمی از این مقدار بیشتر باشد ولی کل محتوای آن حول این مساله می گردد. این فیلم در ادامه ی جریان ضد ایرانی هالیوود در کنار فیلم هایی نظیر 300 است و همانند سایر فیلم های این دسته با یک سینمایی ضعیف به همراه کارگردان و بازیگرانی ضعیف تر هستیم که اکثرا اولین تجربه های خود را آغاز کرده اند. این فیلم بر پایه ی رمانی به نوشته ی فریدون صاحب جمع یکی از نوادگان قاجار و خبرنگار ایرانی تبار مقیم فرانسه است که در سال 1994 منتشر شد. بد نیست بدانیم خود او در سال ساخت این فیلم یعنی 2008 فوت کرد.
داستان فیلم کاملا غیرمنطقی بوده و کوچک ترین روال های یک درام داستانی در آن جریان ندارد به طوری که سوال های بسیار زیادی برای مخاطب پیش می آید که همگی تا پایان فیلم بدون پاسخ باقی می مانند. داستان این فیلم چند سال بعد از انقلاب (1986) می گذرد. در این فیلم سعی شده تا شخصیت های اصلی فیلم که خود شوهر ثریا، کدخدا، شیخ روستا که به نوعی با انقلاب درگیر هستند، سیاه و بد باشند به نوعی که کوچکترین نقطه ی مثبتی در آن ها وجود ندارد و همه شان به طور مطلق ظالم هستند.
به هر حال باید گفت این فیلم یک نمایش ضد ایرانی و اسلامی ست که هیچ قضیه ی صحیحی در آن وجود ندارد. به بیان دیگر این فیلم بوسیله ی بازی کردن با احساسات بیننده اش، سعی در فریب دادن و متاثر کردن او را دارد، تحریف قوانین و مقررات جزایی و احکام دین روشی است که این فیلم چند میلیون دلاری در پیش گرفته است.
این اثر به دلیل حجم گسترده اطلاعات غلط برای مخاطبان ایرانی تهیه نشده و غرض اصلی از تولید آن تاثیر گذاری بر چهره ایران در جهان است. نقد تخصصی این فیلم نیازمند طرح مباحث گسترده تری دارد ولی همین قدر بدانیم که سازندگان این فیلم به خود زحمت نداده اند تا بر پایه ی کوچکترین مسائل فقهی اسلامی آن را بسازند.
منتشره در نشریه دانش آموزی پیام حکمت/ مهر 89
پی نوشت: این مطلب همان طور که نوشتم برای انتشار در یک نشریه دانش آموزی به نگارش در آمد پس ملاحظات خاصی را پیرامون مساله داشتم. در حین نوشتن این مطلب و همچنین الان که آن را در وبلاگ می گذارم نکاتی به ذهنم برای اضافه شدن می رسد که به دلیل نداشتن حوصله از آن ها صرف نظر می کنم. اگر کسی راغب پی بردن به نقاط ضعف منطقی و ایضا فقهی این فیلم هست می تواند از گوگل کمک بگیرد.