ما هر یک اعتقاداتی داریم که با آن ها شناسایی می شویم و ما با آن ها مورد خطاب قرار می گیریم. دین و مذهب و زمینه های آیینی مهترین بخش اعتقادات را تشکیل می دهند. علاوه بر این ها اعتقادات سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی و... هم وجود دارند که مکاتب گوناگونی در هر شاخه با شخصیت های گوناگونشان حرف های زیادی برای گفتن و شنیدن دارند. به نظر من اعتقادات به مثابه مقدار لباسی ست که می پوشیم و با توجه به اندازه ی آن که چقدر است، از ما در مقابل عوامل بیرونی محافظت می کند. اگر اعتقادات درستی و کاملی داشته باشیم، قطعا گزندی نخواهیم دید. بی شک یک زندگی معنوی در درجه ی اول، اعتقادی مناسب و در پله ی بعدی دین اسلام به عنوان تنها دین نزد خداوند - تبارک و تعالی - و کامل ترین دین، بهترین برنامه برای یک انسان می باشد.
اما به نظر من چیزی که در حقیقت در لایه ی بعدی وجود دارد اخلاقیات است. اگر کسی مسلمان باشد و تمامی احکام را هم انجام دهد ولی مال و منالی بر هم زده باشد، از هم درجه اش و هم مسلک خود که ساده زیست تر زندگی می کند، در نزد حضرت حق پایین تر است. مرز بین این دو تنها اخلاقیات است. یا اینکه قطعا یک مسلمانی که نماز می خواند و روزه می گیرد و تسبیح به دست دارد، ولی حق یک انسان ضعیف دیگر را خورده و یا جنسی را احتکار کرده در مقابل یک غیر مسلمانی که یا دین الهی دارد یا دین الهی ندارد ولی او اخلاقیات را حفظ کرده، پایین تر است و معیار ما هم حدیث معروف امام حسین(ع) درباره آزاده بودن است. در یک بیان خیلی ساده می توان اخلاقیات را نحوه ی تعامل با افراد اطراف خود دانست. اگر حق و حقوق آن ها را حفظ کردی و به آن ها نیکی کردی، به تو صفت با اخلاق تعلق می گیرد. اخلاقیات به مثابه کیفیت و جنس و رنگ آن لباس اعتقادی ماست.
یقینا کسی که لباس مناسب و کاملی - دین اسلام - انتخاب کرده و بهترین کیفیت و مناسب ترین رنگ - اخلاقیات - را دارد، رستگار خواهد شد.