من فیلم می بینم. نسبت به خیلی ها بیشتر و از خیلی ها هم کمتر فیلم می بینم. چون می خوام در مورد فیلم هایی که می بینم توضیحاتی را هم در وبلاگ بنویسم و زیاد نوشتن راجع به این همه فیلم وقت زیادی می برد، تصمیم گرفتم به عنوان آزمایش این سری از فیلم هایی که دیدم را به صورت مینیمال تعریف کنم تا ببینیم چی می شود. از این به بعد فیلم هایی را که می بینم را به روال قبل و فیلم هایی که قبلا دیدم را مینیمال معرفی می کنم.
نکته ی دیگر این که از فیلم ذهن زیبا تا مردگان همگی برنده ی اسکار بهترین فیلم بودند. اسکار دیدن هایی دو دهه ی اخیر من با چند فیلم دیگر تمام می شود.

25th Hour : روایت زندگی فردی که آخرین روز آزادی خود، قبل از چند سال زندان رفتن را می گذراند. بعضی ها این فیلم را بهترین فیلم می دانند ولی من نه.
The Hours : درامی زنانه در سه زمان با سبک روایت ویرجینا وولف و بسیار کسل کننده که فقط تا حدودی بازی های خوبی دارد.
A Beautiful Mind : یک فیلم زیبا با یک ذهن زیبا متعلق به جان نش برنده ی جایزه ی نوبل اقتصاد که از نیمه های فیلم همه را غافلگیر می کند.
Gladiator : گلادیاتور یک فیلم حماسی که قهرمانش شاخ و دم ندارد، فقط شرافت دارد. من فکر نمی کردم پایانش تلخ باشد.
No Country for Old Men : یک وسترن مدرن از برادران کوئن که دیالوگ های فراموش نشدنی آن زیاد است.
Schindler's List : یکی دیگر از پروژه های یهودیان خوب اند! که بر خلاف هدف پلیدشان ، فیلم خیلی زیبایی ساخته اند.
Million Dollar Baby : شاید هیچ کس فکر نمی کرد که ایستوود با یک فیلم ورزشی ما را بگریاند. داستان یک بوکسور زن که مربی اش به او کمک می کند تا قهرمان شود.
Braveheart : جزو بهترین های من. در زمانی کوتاه در یک فیلم انقلابی زیباترین عاشقانه ها را مل گیبسون آفرید.
The English patient : شایسته ی این همه اسکار نبود ولی زحمت کشیده بودند تا یکی دیگر از زوایای جنگ جهانی دوم را نشان دهند.
The Departed : اسکورسیزی فیلم بد نمی سازد چون بازیگران خوبی دارد. مردگان یک فیلم پلیسی که همه آن را دیدند و داستان زیبایش را شنیدند.
Flags of Our Fathers : یکی دیگر از زوایای جنگ جهانی دوم که خیلی زاویه ی مزخرفی بود.
Johnny English : یک فیلم مستربینی. خود فیلم مزخرف بود ولی شوخی هایی داشت که اساسی آدم را می خنداند.
Lord of War : یکی از بهترین تیتراژ های فیلم های سینمایی را داشت. سیاسی بودن این فیلم مهندسی معکوس داشت و می گفت ما سران آمریکا بدیم! ولی فکر کردن ما ...ریم!
Babel : یک تقدم-تاخر زمانی دیگر از ایناریتو که به فیلم عشق سگی اش نمی رسد ولی باز هم جذاب بود.
Miller`s Crossing : یکی از اولین های کوئن ها که امضای آن ها کمتر بر آن دیده می شود. شخصیت پردازی خیلی عالی ست.
Man on the Moon : جزو فیلم های متفاوت جیم کری که آدم را به فکر فرو می برد. کم پیش می آید با فیلم های جیم کری آدم به فکر فرو رود!
Naked Gun : کمدی با تم پلیس احمق. به نظر من شوخی های خوبی داشت ولی به گرد پای سری پلنگ صورتی پیتر سلرز هم نمی رسد.
Red cliff : صخره ی سرخ یکی از پر خرج ترین های آسیا که تدوین خوبی نداشت و از اول آخرش معلوم بود.