تبليغاتX
حکمتانه - دن کامیلو و ماجراهایش

یکی از بخش هایی که از اول می خواستم پررنگ تر باشد بخش معرفی کتاب بود. علتش هم کم حوصلگی خودم بود. به عنوان اولین پست این بخش، یکی از شیرین ترین کتاب هایی که خواندم را انتخاب کردم.

خدا واقعا بیامرزه جووانی گوارسکی رو. این نویسنده ی خوش ذوق به مدد خلق شخصیت های مختلف به نظر من به اعتلای کیفیت مسیحیت در ایتالیا و همچنین فروپاشی کمونیست در حد خودش موفق بود.

گوارسکی یک روزنامه نگار بود که چند وقتی از عمرش را هم به دلیل سرکشی قلمش در زندان به سر برد. او چندین کتاب نوشت که عمدتا مجموعه ای از داستان های کوتاهش بودند. مهمترین آثار او که در بین بقیه ی آثارش شاخص تر شدند سری داستان های دن کامیلو بود. گوارسکی با الهام از محل زندگی خودش در کودکی یعنی در کنار رود پو در ایتالیا، دنیای کوچکی را ترسیم می کند که انواع شخصیت ها به نمایندگی صنوف خودشان حضور دارند، اما حضور دو دسته ی سرخ ها یعنی کمونیست ها به رهبری بخشدار نسبتا پخمه دهکده به نام پپونه و از طرف دیگر مسیحی ها به رهبری کشیش باحال دهکده یعنی دن کامیلو پررنگ تر است.

من آذر 87 دن کامیلو و پسرناخلف را خواندم و دو سال در پی دیگر داستان های دن کامیلو بودم. گویا جمشید ارجمند دو کتاب به نام شوهر مدرسه ای و دنیای کوچک دن کامیلو را برای نشر پرواز ترجمه کرده بود ولی من نشانی از این دو کتاب پیدا نکردم. بالاخره چند هفته پیش دو ترجمه ی نسبتا جدید از مرجان رضایی به نام های دن کامیلو بر سر دوراهی و دن کامیلو و شیطان دیدم که بلافاصله تهیه شان کردم و بلافاصله تر خواندمشان.

دن کامیلو و پسر ناخلف کتاب فوق العاده ای بود و به نظر می رسید که کتاب های دیگر در حد آن بناشند ولی دن کامیلو و شیطان کیفیت بالایی داشت و انتظارات را برآورده کرد. طنز گزنده اش خیلی دلنشین بود و بعضی وقت ها قهقه های خواننده را به دنبال دارد. از سوی دیگر دن کامیلو بر سر دوراهی طنز تلخی را در خود جای داده بود و از همین رو بود که جذابیت کمتری داشت.


خوب است بدانیم گوارسکی همان قدر که در برهه ای از زمان کمونیست ها را به شدت نقد می کرد و بر علیه آن ها می نوشت در زمانی دیگر دموکرات مسیحی ها را که شایسته ی نقد می دانست با قلمش نقد می کرد.

با خودم چند بار فکر کردم چه خوب بود به جای این سریال های خیلی مزخرف تلویزیون همین کتاب های خارجی که دیگر هم شامل کپی رایت نیستند را سریال کنیم و سریعا جواب خودم را دادم که یا نمی فهمند یا نمی خواهند و یا نمی توانند و قطعا به دنبال راه حل هم نیستند. البته داستان های دن کامیلو در خارج به فیلم و سریال تبدیل شده که هنوز توفیق تماشایش برایم پیش نیامده است.

+ نوشته شده در یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 3:33 توسط علی هنرور |