از علاقه مندی های مطالعاتی ام خواندن سرگذشت های بزرگان بوده و هست. دو سال پیش بود که این کتاب را گرفتم و منتظر فرصتی برای خواندنش بودم تا این که انتظارم جواب داد و فرصت پیش آمد و زندگی نامه مصور ارنستو چه گوارا را که کاروان منتشرش کرده را خواندم. کتاب به خاطر مصور بودنش راحت خوانده می شود و به نظرم از خواندنش لذت می برید.

البته این پست را به خاطر معرفی کتاب ننوشتم. فقط می خواستم بگویم که افراد بزرگ تاریخ(شامل هر کسی که الان در ذهنتان می گذرد و گمان دارید جزو افراد بزرگ تاریخ است) به این خاطر در این دسته قرار می گیرند که مسیر بزرگ و خاصی را طی کرده و به اصطلاح در رهگذر زمان پخته شده اند. زندگی شان پر از نقاط عطفی بوده که آن ها را به این طرف و آن طرف پرت کرده است.
پی نوشت: تا مدتی کم تر در وبلاگ خواهم نوشت. هر چند قبل از این هم مدتی بود که کم تر می نوشتم!
بعد از اتمام امتحانات کمی وقت شد تا به خواندن کتاب هایی که حال و هوای متفاوتی دارند بپردازم.
خسی در میقات؛ جلال آل احمد
روایت های صریح و اظهارنظرهای جدید جلال آل احمد در خصوص برخی مسائل که عمدتا به برداشت های سنتی از دین بر می گشت بعد از شصت سال (سفرش در سال 1343 بوده) هنوز تازگی دارد. نکته بارز کتاب، اول صداقت خود نویسنده است که با درجه ای از خلوص حرف می زند و دوم حس کنجکاوی اش است. یعنی کوچکترین موارد را مشاهده می کند و همواره دنبال تجربه های جدید است.

عشق روی پیاده رو؛ مصطفی مستور
یکی از اولین مجموعه داستان های کوتاه مصطفی مستور که وقتی می خواستم بخوانمش چاپش تمام شده بود. حالا تجدید چاپ شده است و مثل سایر کتاب های مستور در دو یا سه ساعت خوانده شد. مشخصا آثار بعدی او کیفیت بالاتری دارند اما نوآوری هایش همانند همیشه لذت بخش بود.
بیگانه؛ آلبر کامو
آلبر کامو در این کتاب شخصیتی را ترسیم می کند که آن قدر برای برخی مردم هضمش سخت است که مجبور می شود در چاپ دوم پی نوشتی زده و راجع به هدفش توضیح دهد. قطعا بیگانه آلبر کامو مفسرانی بسیار بزرگتر از من داشته و نیازی به توضیح کتاب نیست. من از خواندن این کتاب به خاطر همه چیزش لذت بردم. شاید شما لذت نبرید.

تجدد طلبی و توسعه در ایران معاصر؛ دکتر موسی غنی نژاد
خیلی دوست دارم پست کاملی راجع به این کتاب بنویسم اما فقط به چند نکته بسنده می کنم. دکتر غنی نژاد و همفکرانش(دکتر طبیبیان، دکتر نیلی ، دکتر فرجادی و...) کار سختی در پاسخ گویی شبهات و جریانی که به مقابله با اقتصاد آزاد حرکت می کند، داشته و دارند. این کتاب به خوبی در مقام پاسخ گویی به برخی از این مسائل و اتهامات وارده به اقتصاد آزاد خصوصا در حوزه توسعه وارد کار شده است. کتاب دارای دو بخش است: بخش اول؛ نفوذ، گسترش و تحول اندیشه تجدد طلبی در ایران و بخش دوم درباره برخی مسائل مربوط به توسعه نیافتگی. شاید تنها ضعفی که به نظرم کتاب دارد این باشد که نام کتاب فقط ناظر به بخش اول است و بخش دوم یک سری مباحث خاص و عنوان هایی راجع به توسعه نیافتگی را در خود جای داده است. خیلی خوب بود این کتاب که بعد از سیزده سال تجدید چاپ شده به خود ویرایشی چه محتوایی و چه فنی می دید. قطعا در این صورت غنای کتاب بیشتر می شد.
در لحظات اول توقع بیشتری از این کتاب داشتم ولی در حین مطالعه متوجه شدم چیز خیلی زیادی به من اضافه نخواهد کرد. هر چند یک بسته نسبتا کامل از شاخه های فلسفه و درگیری هایش ارائه شده اما هم برخی بخش ها اضافی ست و هم چیزهایی هست که باید می بود و نیست. در مورد فلسفه اخلاق، سیاست، هنر، علم، دین و ذهن در این کتاب صحبت شده.
فلسفه و اقتصاد؛ نوشته پیرو و.مینی؛ ترجمه مرتضی نصرت و حسین راغفر؛ چاپ اول 1375؛ انتشارات علمی و فرهنگی؛ 400 صفحه
یک کتاب پر مطلب که سعی کرده از معرفت شناسی پایه اقتصاد شروع کند و با معرفی ریشه ها و زمینه های فلسفه اقتصاد بعد به اقتصاد کلاسیک و در ادامه به مکاتب مهم برسد. کتاب خیلی خوب نوشته و ترجمه شده اما برای فهم دقیق آن خواندن چند باره اش اجتناب ناپذیر است. آشنایی نسبتا کاملی با فلسفه پیش نیاز مطالعه این کتاب است.
روش شناسی علوم اجتماعی؛ نوشته ماکس وبر؛ ترجمه حسن چاوشیان؛ نشر مرکز؛ 200 صفحه
در تاریخ جهان انسان هایی که از زمان خود جلوتر باشند همیشه، هر چند کم، ولی بوده اند. به گمانم ماکس وبر از زمان خودش جلوتر بوده که هیچ از زمان فعلی ما هم جلوتر است. این تمجید من تایید همه گفته های وبر نیست، اما تاثیری که او در علوم اجتماعی علی الخصوص در جامعه شناسی و اقتصاد گذاشته همچنان ادامه دارد. این کتاب مجموعه ای از مقالات اوست که فکر می کنم خواندن تنهای آن کافی نباشد و هر خواننده ای باید استادی در کنارش برای فهم بهتر این کتاب و پاسخگویی به سوالات داشته باشد.

فلسفه علم؛ نوشته سمیر اکاشا؛ ترجمه هومن پناهنده؛ نشر فرهنگ معاصر،200 صفحه
اگر بنا باشد به جز اقتصاد در رشته ای دیگر ادامه تحصیل دهم، یکی از گزینه های پیش رو فلسفه علم است. هر چند این حرف عملی نخواهد شد اما یکی از نتایجش این است که در فلسفه علم کتاب بخوانم. فرهنگ معاصر مجموعه ای به نام دانش معاصر منتشر کرده که برخی حوزه های دانش را به طور مختصر معرفی می کند. کتاب فلسفه علم اکاشا هم جزو همین دسته است. بیان کتاب روان و قابل فهم است هر چند یکی دو فصل کتاب می توانست نباشد. معرفی علم ،استدلال علمی،انقلاب های علمی ، انتقادات به علم برخی از سرفصل های این کتاب هستند.

نامه ای عاشقانه از تیمارستان ایالتی؛ ریچارد براتیگان؛ ترجمه مهدی نوید؛ نشر چشمه
اطرافیان می دانند هر کتابی از براتیگان ببینم را خریده بلافاصله می خوانم. امیدوارم خدا ببخشش و از سر تقصیراتش بگذرد! در هر حال این یک مجموعه داستان از آثار منتشر نشده براتیگان است که شوخی های بدیعش همچنان مخاطب را غافلگیر می کند.
توضیحی راجع به این مجموعه ست که خواندنش خالی از لطف نیست:
"مجموعهداستان «نامهای عاشقانه از تیمارستان ایالتی» از آثار اولیهی این نویسندهی امریکایی است. این مجموعه در سال ۲۰۰۰ و پس از حدود بیست سال از مرگ ریچارد براتیگان منتشر شد. بنا به گفتهی ناشر کتاب، این مجموعه اهدایی ریچارد براتیگان جوان بوده است به دوستی به نام ادنا وبستر و از او خواسته که این اثر را پس از مرگش منتشر کند ــ انگار یکطورهایی میدانسته که قرار است نویسندهای مشهور شود ــ تا درآمدی باشد برای ادنای پیر. و همین هم شده و ادنا پس از سالها این کتاب را به ناشر سپرده است".
شوالیه ناموجود؛ ایتالو کالوینو؛ ترجمه پرویز شهدی؛ نشر چمشه
هر چند آینده بیشتر از کالوینو به عنوان یک نویسنده مطرح خواهم خواند، این اولین کتابی بود که از او می خوانم و به نظرم طنز خاص موجود در آثارش برای همه جذاب نباشد. در این کتاب سعی کرده انتقادات خودش به جنگ های بزرگی که در طول تاریخ - با تکیه بر جنگ های صلیبی- رخ داده را اعلام کند. شخصیت های کتابش هر یک نمادی هستند که یافتن نمونه های واقعی شان کار سختی نیست!
مرگ در می زند؛ وودی آلن؛ ترجمه حسین یعقوبی؛ نشر چشمه
اگر کسی الان از من بپرسد چه کتابی بخوانم بدون درنگ این کتاب شیرین وودی آلن را با خنده هایی که هنوز ادامه دارد به او تقدیم می کنم. کتاب بی بال و پر وودی آلن را قبلا خوانده بودم و رغبتی برای دنبال کردن سایر آثار مکتوبش نداشتم اما این کتاب نظرم را کاملا عوض کرد. داستان های کتاب که در قالب های متنوع بیان شدند عمدتا آن قدر بامزه اند که گذر زمان در هنگام خواندنشان احساس نمی شود.

هر چند فیلم دیدن و گوش دادن به موسیقی خیلی لذت بخش است و نمی توان از آن ها دل کند، اما کتاب، این یار همیشه مهربان، نبودنش و نخواندش خسرانی ست که جبرانش سخت ممکن است. در طول تاریخ کسانی که با کتاب انس داشته اند خیلی کم بوده اند و زیاد بوده اند کسانی از این قشر که به قله های معرفت رسیده اند. کتاب صرفا به خاطر این که مجموعه ای از متون و نقوش بر روی کاغذ(یا پوست آهو!) است، مورد احترام قرار نگرفته، بلکه نگاه کارکردی به آن و یعنی همان کسب دانش و معرفت هدف بوده است. این سوالات که چه کتابی بخوانیم، چگونه کتاب بخوانیم، چه قدر کتاب بخوانیم و الخ بحثی جداگانه است که با یک جست و جوی ساده به نتایج مفید و ایضا کاربردی ما را می رساند.
هدف از نوشتن این مقدمه یک پاراگرافی تنها این بود که بابی جدی تر در معرفی کتاب هایی که خواندم و یا می خوانم و یا دوست دارم بخوانم، در این وبلاگ باز کنم. این شما و این هم کتاب های یک ماهه اخیر من:
فلسفه اقتصادی؛ نوشته جون رابینسون؛ ترجمه بایزید مردوخی؛ تالیف 1962؛ چاپ 1353؛ نشر شرکت کتاب های جیبی(حدودا 200 صفحه)
اول که کتاب را به دست گرفتم نمی دانستم نویسنده آن زن است و با فهمیدن این قضیه موضوع برایم جالب تر شد. جون رابینسون جزو تعداد انگشتان یک دستی ست که اقتصاددانان زن مطرح را تشکیل می دهند. حتی در نوبل اقتصاد فقط یک بار همین دو سال پیش یک زن نوبل اقصاد را برد که همان هم اعتراض خیلی ها را نه در زن بودن طرف، بلکه در این که شایسته آن نبوده، به دنبال داشت. در هر حال کتاب فلسفه اقتصاد یک کتاب منتشره حدود نیم قرن پیش بود که به خوبی زمینه های فکری بزرگترین اندیشمندان اقتصادی از آدام اسمیت و ریکاردو تا مارکس و انگلس و نهایتا شومپیتر و کینز را مطرح کرد. کتاب حجم کمی دارد و خواندن آن به واسطه ترجمه عالی اش راحت است.
مبانی اقتصاد؛ نوشته دکتر مسعود نیلی؛ تالیف 1384؛ نشر نی (حدودا 250صفحه)
این کتاب به عنوان کتاب درسی کسانی ست که کارشناسی شان را اقتصاد نبوده اند و در ارشد به سراغ اقتصاد رفته اند و در دانشکده اقتصاد شریف که دکتر نیلی این درس را ارائه می کند به نوعـی هنـدبـوک آن می باشد . هدف من از خواندن این کتاب هم آَشنایی با سرفصل ها و هم آشنایی با قلم دکتر نیلی بود. هر چند در این بین برخی کج فهمی های خودم در اقتصادی که خوانده ام را نیز پر کرد. ارزش واحدی این کتاب حدودا 16 واحد! است. چون هم اقتصاد خرد 1 و 2 و هم اقتصاد کلان 1 و 2 را تا حدودی پوشش داده است.
بزرگان اقتصاد؛ نوشته رابرت هایلبرونر، ترجمه احمد شهسا، تالیف 1953 (ویرایش 1977)؛ نشر شرکت علمی فرهنگی(حدودا 400صفحه)
در اکثر لیست هایی که برای مطالعه از یک اقتصاددان بگیرید این کتاب موجود است. عنوان فرعی آن زندگانی، زمانه و عقاید فیلسوفان این جهانی به خوبی معرف محتوای کتاب است. هدف این کتاب معرفی اجمالی برخی از بزرگترین اقتصاددانان و محیط زندگی شان از قرن هفدهم به بعد و بیان نقش آن ها در جریان این علم، اثر گذاری و ایده های اصلی شان است. نویسنده با اقتصاددانان دو نوع برخورد می کند. برخی را با تفصیل بیشتر و از برخی فقط گذرا یاد می کند. در دسته اول آدام اسمیت، ریکاردو، مالتوس، رابرت اوون، سن سیمون، فوریه، استوارت میل، مارکس، انگلس، اجورث، ماندویل، باستیا، هنری جورج، جان هابسن، مارشال، تورستین وبلن، کینز و شومپیتر و در دسته دوم هاچسن، جِونُز، کلارت، بنتم، سیدویک، فون تونن، والراس، مولیناری، واکر، رزا لوکزامبورگ، برتوسن، لافلین، لنین، جمیز میل، فیشر، پیگو، گالبرایت، ساموئلسون، فریدمن، بامول و استیگلر قرار می گیرند. جدای از همه مباحث شیرین این کتاب به همراه ترجمه دلنشین احمد شهسا، فصل آخر دغدغه های دنیای نوین را به خوبی مطرح کرده است. این دغدغه ها شامل کش و قوس همیشگی میان تورم و بیکاری، انحصار های چند جانبه توسط شرکت های بزرگ و همچنین بی توجهی به محیط زیست است.
تاریخ اندیشه اقتصادی، سخنرانی های LSE ؛ لایونل رابینز؛ ترجمه غلامرضا آزاد ارمکی، تالیف 2000 ، چاپ 1384، نشر نی (حدودا 400صفحه)
محتوای کتاب سخنرانی هایی ست که پروفسور رابینز در سالهای 1980 و 1981 در مدرسه اقتصاد لندن داشته است. در دو ساله منتهی به آغاز قرن جدید دو نفر از استادان یا پژوهشگران این حوزه با استخراج متنی فایل های صوتی و سایر کارهای ویرایشی و تطبیقی که داشته اند، آن را با مقدمه ویلیام بامول منتشر کرده اند. کتاب عنوان جذاب و فصل های جذاب تری دارد اما به دلیل اطلاعات بسیار زیادی که در هر پاراگراف کتاب توسط سخنران ارائه می شود و ماهیت نوشته که گفتاری ست و نه نوشتاری، فهم آن به جز چندباره خواندنش تقریبا میسر نیست. افراد مختلف با سطح توقعشان از کتاب می توانند برداشت های مخصوص به خود را داشته باشند. رفرنس های بسیار زیاد و حجم مطالعاتی سخنران یعنی پروفسور رابینز اعجاب آور است. جالب است بدانیم او در حدود هشتاد سالگی این سخنرانی ها را ایراد کرده است. این کتاب یک فصل آخر هم دارد که توسط ویرایشگرانش به آن اضافه شده و در آن به کسانی که توسط رابینز به آن ها اشاره نشده، می پردازد.
اقتصاد و عدالت اجتماعی؛ نوشته مسعود نیلی با همکاری موسی غنی نژاد، محمد طبیبیان، غلامعلی فرجادی؛ تالیف 1385 ؛ چاپ دوم 1386 (حدودا 120 صفحه)
کتاب چهار مقاله از چهار نویسنده کتاب است که در حقیقت پاسخی به این پرسش است که آیا اقتصاد بازار(آزاد) تناقضی با عدالت اجتماعی دارد؟ در سه فصل اول بیشتر تحلیل ها، فلسفی، تاریخی، منطقی و تجربی است و فصل آخر تحلیلی تکینکی تر با نمودار های متنوع را به همراه دارد. اخلاق و عدالت(دکتر غنی نژاد)، عدالت اجتماعی و اقتصاد بازار(دکتر طبیبیان)، دولت و عدالت اجتماعی(در فرجادی) و آزادی اقتصادی و عدالت اجتماعی(دکتر نیلی) فصل های این کتاب را تشکیل داده و در نهایت یک فصل به عنوان نتیجه گیری در آخر مباحث را جمع بندی می کند. به نظرم نویسندگان کتاب در بیان دیدگاهشان کاملا موفق بوده اند و حال نوبت جریان های فکری مخالف اقتصاد آزاد است که باید پاسخی در خور توجه به استدلال ها بدهند.
یکی از بخش هایی که از اول می خواستم پررنگ تر باشد بخش معرفی کتاب بود. علتش هم کم حوصلگی خودم بود. به عنوان اولین پست این بخش، یکی از شیرین ترین کتاب هایی که خواندم را انتخاب کردم.
خدا واقعا بیامرزه جووانی گوارسکی رو. این نویسنده ی خوش ذوق به مدد خلق شخصیت های مختلف به نظر من به اعتلای کیفیت مسیحیت در ایتالیا و همچنین فروپاشی کمونیست در حد خودش موفق بود.

گوارسکی یک روزنامه نگار بود که چند وقتی از عمرش را هم به دلیل سرکشی قلمش در زندان به سر برد. او چندین کتاب نوشت که عمدتا مجموعه ای از داستان های کوتاهش بودند. مهمترین آثار او که در بین بقیه ی آثارش شاخص تر شدند سری داستان های دن کامیلو بود. گوارسکی با الهام از محل زندگی خودش در کودکی یعنی در کنار رود پو در ایتالیا، دنیای کوچکی را ترسیم می کند که انواع شخصیت ها به نمایندگی صنوف خودشان حضور دارند، اما حضور دو دسته ی سرخ ها یعنی کمونیست ها به رهبری بخشدار نسبتا پخمه دهکده به نام پپونه و از طرف دیگر مسیحی ها به رهبری کشیش باحال دهکده یعنی دن کامیلو پررنگ تر است.

من آذر 87 دن کامیلو و پسرناخلف را خواندم و دو سال در پی دیگر داستان های دن کامیلو بودم. گویا جمشید ارجمند دو کتاب به نام شوهر مدرسه ای و دنیای کوچک دن کامیلو را برای نشر پرواز ترجمه کرده بود ولی من نشانی از این دو کتاب پیدا نکردم. بالاخره چند هفته پیش دو ترجمه ی نسبتا جدید از مرجان رضایی به نام های دن کامیلو بر سر دوراهی و دن کامیلو و شیطان دیدم که بلافاصله تهیه شان کردم و بلافاصله تر خواندمشان.

دن کامیلو و پسر ناخلف کتاب فوق العاده ای بود و به نظر می رسید که کتاب های دیگر در حد آن بناشند ولی دن کامیلو و شیطان کیفیت بالایی داشت و انتظارات را برآورده کرد. طنز گزنده اش خیلی دلنشین بود و بعضی وقت ها قهقه های خواننده را به دنبال دارد. از سوی دیگر دن کامیلو بر سر دوراهی طنز تلخی را در خود جای داده بود و از همین رو بود که جذابیت کمتری داشت.


خوب است بدانیم گوارسکی همان قدر که در برهه ای از زمان کمونیست ها را به شدت نقد می کرد و بر علیه آن ها می نوشت در زمانی دیگر دموکرات مسیحی ها را که شایسته ی نقد می دانست با قلمش نقد می کرد.
با خودم چند بار فکر کردم چه خوب بود به جای این سریال های خیلی مزخرف تلویزیون همین کتاب های خارجی که دیگر هم شامل کپی رایت نیستند را سریال کنیم و سریعا جواب خودم را دادم که یا نمی فهمند یا نمی خواهند و یا نمی توانند و قطعا به دنبال راه حل هم نیستند. البته داستان های دن کامیلو در خارج به فیلم و سریال تبدیل شده که هنوز توفیق تماشایش برایم پیش نیامده است.
صد کتاب ار هست جز یک باب نیست/ صد جهت را قصد جز محراب نیست
من هم به دعوت غرغرو لبیک گفتم. نوشتن 7 تا کتاب خیلی سخته چون بالاخره هشتمینی هست که اختلاف کمی با هفتمی داره، در هر حال به جز کتاب های مذهبی و دیوان های شعر کلاسیک فارسی من هم 7 تایی خودم رو معرفی میکنم:
· 1- بی شک سری هری پاتر برای من و خیلی های دیگر به عنوان کتابی شیرین و جذاب لحظات خوبی رو برامون رقم زد. من وقتی که خواندن رمان های هری پاتر رو شروع کردم تا چهارمیش اومده بود، در عرض یک هفته حدود دو هزار صفحه کتاب رو با ولع زیاد خواندم، بعد هم مثل مشتاقانش به دنبال اومدن کتاب های جدیدش بودم. فقط اینکه دیوانه ی هری پاتر نبودم.
· 2- براتیگان خیلی خوب می نوشت و برای نقدها اهمیتی قائل نبود ،بیشتر با دانشجویان در محفل های دانشگاهی دمخور بود. براتیگان رو با رویای بابل شروع کردم، صید قزل آلا در آمریکا، در قند هندوانه، پس باد همه چیز را با خود خواهد برد، اتوبوس پیر(انتقام چمن)،یک زن بدبخت، لطفا این کتاب را بکارید رو هم به ترتیب خوندم. من در قند هندوانه رو بیشتر پسندیدم.
· 3- دشتبان، ناطور دشت یا ناتور دشت رو مثل خیلی ها دوست دارم نمی دونم چرا ولی پرسه زدن های هولدن کالفید رو دوست داشتم. همین جا می گم من خیلی مثل بقیه با این کتاب انس نگرفتم، شاید خواندن دوباره کمکم کند.
· 4- کتاب های مصطفی مستور رو از لحظه ای که دستم می گیرم تا وقتی که تموم نشه، زمین نمی زارم. مطرح کردن مفاهیم فلسفی و ماهان و کوهی و بقیه برایم خیلی جذاب بودند.چند روایت معتبر، استخوان خوک و دستهای جذامی، حکایت عشقی بی قاف و شین و نقطه، دویدن در میدان تاریک مین، روی ماه خدا را ببوس و من گنجشک نیستم. ولی من روی ماه خدا رو بیشتر بوسیدم!
· 5- قلعه ی حیوانات و 1984 جرج ارول بسیار سیاه و زیباست. شاید معدود کتاب های باشند که هم سیاه باشند و تلخ، هم زیبا و شیرین.
· 6- کتاب های روزنامه داری و روزنامه نگاری، و کتاب مدیریت مطبوعاتی؛تاملی در اقتصاد و سازمان مطبوعات هر دو نوشته ی دکتر حسین انتظامی لطف بزرگی به مطبوعات کشور کرده اند. امیدوارم حداقل کمی از توصیه های آقای انتظامی توسط مسئولان فرهنگی کشور به مرحله عمل برسد. البته اولی خلاصه ی دومیه.
· 7- جریان ها و سازمان های سیاسی، مذهبی ایران نگاشته رسول جعفریان. این کتاب مرجع مناسبی برای علاقه مندان به تاریخ سیاسی بازه ی روی کار آمدن محمد رضا تا انقلاب است. رسول جعفریان پژوهشگر و محقق پرکار و پر مغز معاصر که امیدوارم مثل او بیشتر داشته باشم.
در پایان باید بگم که جلال آل احمد رو خیلی دوست دارم.
پی نوشت: این پست به عنوان پست میهمان در وبلاگ بهمن مهران(دست دوم) کار شده بود.