هنر از بی هنر چه می پرسی/ ذوق عیسی ز خر چه می پرسی
شاید قبل از هنر مدرن در یک قرن اخیر، تعریف هنر ساده تر از امروز بوده باشد. اما الان این موضوع مناقشه برانگیز شده و در تعریف هنر به مشکل بر خورده ایم. درست است که نمونه های قبلی هنر هنوز هنر محسوب می شوند ولی در برخی از گالری ها و نمایشگاه ها با جمع کردی تلی از آشغال و یا چیزهای عجیب و غریب هنر را دگرگون کرده اند. فیلم های ژانر اسلشر و یا هورور که تماشاگر چیزی جز تکه تکه شدن بدن ها نمی بیند نیز به فیلم های سینمایی که هر هفته در دنیا اکران می شوند اضافه شده اند. موسیقی های متال و یا سایر سبک های خاصی که من خیلی نمی شناسمشان نیز همین طور.
نظریات فلسفه هنر چه کلاسیک ها و چه در نوع مدرنشان هر یک اگر فرض را بر قابل تعریف بودن هنر بگذاریم، در قالب های مختلفی هنر را تعریف کرده اند. من مطالعات جدی در این باره نداشته ام و نظرات قاطعی ندارم اما می خواهم از دید خودم هنر را تعریف کنم. شاید این حرف من را بقیه نیز زده باشند، اما من با پراکنده چیزهایی که خوانده ام، این تعریف را جایی ندیده ام. به هیچ وجه این تعریف کامل نیست و ممکن است نگاهی همه جانبه نداشته باشد و تنها در حد یک بیان ایده است.
هنر آن چیزی ست که با ابزار هنری خلق شده باشد. ابزار های هنری شامل آن چیزهایی که مورد قبول عرف دنیای هنر است. بدیهی ست هنرمند کسی ست که از ابزار با هدف ایجاد اثر هنری استفاده کرده است. هر چند بوده اند برخی افراد که هدفی از ایجاد اثر هنری نداشته اند و با ابزار هنری، چیزهایی آفریده اند. از این جا هنر دو دسته می شود: هنر زیبا نزد عامه و هنر زیبا نزد خواص. در این تعریف تمامی آثار هنری کلاسیک و مدرنی که زمینه های زیبای قوی داشتند در دسته اول و قاعدتا آثاری نظیر مثال های اول متن در دسته دوم قرار می گیرند.
پی نوشت: هنوز خودم یقین حاصل نکرده ام که می توان دسته دوم را هنر محسوب کرد یا خیر!
ق.ن:
از این به بعد فقط راجع به یکی از فیلم هایی که به نظرم اهمیت بیشتری دارد
می نویسم و بقیه را تنها با امتیازشان قرار می دهم. فیلم هایی که توصیه می
کنم ببینید را بولد کردم.
Carlos : ایلیچ رامیرز سانچز با نام مستعار کارلوس یکی از مهم ترین شخصیت های سیاسی-جنایی دهه های هفتاد و هشتاد میلادی دست مایه ساخت این فیلم شده. البته این مجموعه یک مینی سریال چند قسمتی، 330 دقیقه ای بوده که نسخه ی سینمایی آن به 180 دقیقه رسیده است. از بخت خوش من نسخه کامل پنج ساعت و نیمه ی فیلم را - البته در سه وعده - دیدم. موضوع فیلم نشان دادن حرکات و رفتارهای شخصی و سیاسی کارلوس با دیدگاه های سوسیالیستی اش -گویا در این اواخر مسلمان شده -در جبهه خلق آزادی فلسطین و مبارزین عرب و گروه هایی از این دست - خود کارلوس متولد ونزوئلاست- و مبارزات مسلحانه و تروریستی آن ها که برای آرمانشان بوده، می باشد. در این فیلم تقریبا کلیه کشورهای جهان درگیر مناقشات هستند. مصر، لیبی، اردن، عراق، سودان، ژاپن، فرانسه، آلمان، هلند، عربستان، الجزایر،شوروی آن زمان و حتی ایران(هم قبل و هم بعد از انقلاب) از جمله این کشورها هستند. جایی نوشتم اگر کسی می خواهد مختصری با تاریخ سیاسی این دو دهه آشنا شود، این فیلم گزینه خوبی ست. آن قدر اطلاعات جزیی و کلی در فیلم ارائه می شود که گفتنش در این جا میسر نیست. بد نیست بدانید که بزرگترین که کاری که کارلوس و گروهش کردند گروگانگیری اعضای اوپک در 1975 بوده. در 1993 در سودان نیروهای اطلاعاتی فرانسه کارلوس را دستگیر و به فرانسه باز می گردانند و به خاطر کشتن دو تن از نیروهای نظامی این کشور به حبس ابد محکوم می شود. دادگاه های دیگری هم برای سایر اتهاماتش در شرف انجام است. البته نباید تمامی ادعاهای این فیلم را قبول کرد، چون خود فرانسه به عنوان بزرگترین شاکی علیه کارلوس سازنده اصلی فیلم است. بحث پیرامون این فیلم آن قدر زیاد است که شاید به اندازه خود فیلم باید در موردش حرف زد. جدای از داستان، فیلم به لحاظ فنی بسیار عالی ست و بازیگران آن مخصوصا خود ادگار رامیرز که نقش کارلوس را بازی می کند، فوق العاده ظاهر شدند. به عنوان نکته آخر: فیلم هنوز خیلی تازه است و به نظرم هنوز دیده نشده و به زودی باید منتظر تبعات ناشی از راست و دروغ های فیلم در رسانه ها باشیم. (7.8)
منزل ار یار قرین ست، چه دوزخ چه بهشت/ سجده گه گر به نیازست، چه مسجد چه کنشت
نماز خواندن یکی از مناسک زیبای دین اسلام است. به این معنی که آیین بندگی در حق پروردگار توسط بنده اش به زیباترین فرم و همین طور عمیق ترین معنا اجرا می شود.
چندین سال پیش در دبیرستان از صدا و سیما
آمده بودند تا نمازمان را ضبط کنند و بعد هم با برخی دانش آموزان مصاحبه
ای داشته باشند. من هم یکی از افراد مصاحبه شونده بودم و در سوالی که راجع
به دوست داشتنی ترین بخش نماز بود، قنوت را به دلیل دعاگونه بودنش انتخاب
کردم. اگر این سوال را دوباره جواب دهم بلاشک سجده را نام می برم که اوج
بندگی ست در قبال حضرت حق. سجده های ما هر یک حال و هوایی دارد. برخی روی
مهر نرفته، بر می گردند و برخی زمان معمولی ذکر را در سجده سپری می کنند و
عده ای به سجده های طولانی شهره اند. هر چند که این دسته آخر دو دسته اند و
دسته ای بر پیشانی شان مهر بندگی تا ابد می ماند و بر دسته ای دیگر خیر. و
از آن ها که بر پیشانی شان نشانه دارند یک دسته بیشتر بنده شیطان اند تا
خدا.
امید دارم تا در سال جدید همین طور که همگی به سوی قبله گاه مشترکمان نماز می خوانیم، به جایی که سجده اش می کنیم نیز توجه داشته باشیم. نه از این جهت که آن محل را تغییر دهیم بل از این حیث که حواسمان باشد روبرویمان چیست. خداست و هدفمان بندگی ست یا چیزهای دیگر و هدف های دیگر.