تبليغاتX
حکمتانه

همه اینست اگر این راز دانی/ بدانی جمله اسرار معانی

افراد دو دسته اند، یا تازه به دوران رسیده اند یا هنوز نرسیده اند. دسته اول در اکثر جوامع با لایه ی فرهنگی ضعیف بیشتر یافت می شود. بارها شده که در مورد علت استفاده ی نادرست از تکنولوژی های جدید مثل موبایل و کامپیوتر، در پاسخ، نبود فرهنگ سازی اولیه بیان شده. به این معنی که ابتدا باید زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی برای استفاده ی از این گونه وسایل فراهم شود و بعد فراگیری آن ها را داشته باشیم.

حرف من هیچ ربطی به این موضوعی که مطرح کردم ندارد و فقط قصد استفاده از روابط منطقی بین اجزای این مثال را دارم. در هر زبانی واژه ها و کلمات گوناگونی در ادبیات روزمره مردم و در مقابل کلماتی دیگر در فضاهای علمی و آکادمیک مورد استفاده قرار می گیرند. همه دیده ایم که در چند سال اخیر برخی از این واژه ها که هر یک ویژه ی یک محیط و  مورد استفاده ی خاصی هستند در فضاهای مخلوط به کار برده شده و به نوعی دستمالی شده اند. این دستمالی واژه ها به قشر خاصی بر نمی گردد و همه ی ما به نوعی و در درجه ای به آن مبتلا هستیم.

من نمونه هایی را در ذهن دارم که می توان توضیح بیشتری در مورد هر یک داد .ولی فقط به ذکر آن ها بسنده می کنم: روشنفکر، عشق، کاربردی، دانشجو، نخبه، عدالت، فضای مجازی و ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 13:15 توسط علی هنرور |

این فیلم دیدن ما هم سینوسیه. توی دو ماه گذشته همین هشت تا فیلم را بیشتر ندیدم. حتما می دانید نامزدهای اسکار امسال هم اعلام شده اند. از ده فیلم برتر تا حالا پنج تای آن ها را دیدم و نظرم هیچ کدام شایسته ی اسکار نبوده اند. شاید گفتار پادشاه که در 12 بخش نامزد شده اسکار را از آن خود کند، هر چند آن را هنوز ندیدم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 9 بهمن1389ساعت 13:37 توسط علی هنرور |

ندیدی لاشه‌های مطبخ خونین شهرت را/ اگر دیدی، چرا بر سفره‌اش هر روز مهمانی

افراد با توجه به درجه ای از جلب توجه دیگران در طول زمان و مکان به خود به شهرت و معروفیت می رسند. این که افراد چرا مشهور می شوند بر اساس اکثر نگاه ها به میزان خلاقیت و نوآوری فرد مذکور در رشته ی تخصصی خودش که می تواند هنرهای مختلف یا عرصه های علمی و یا حتی ورزش و بخش های دیگر باشد، بر می گردد.

به نظر من جدای از این که شهرت افراد وابستگی خیلی زیادی به این نوآوری آن ها دارد، در کنار آن به هنجار شکنی و ساختارشکنی فرد مذکور هم بر می گردد.

 به عنوان مثال تا دیروز هر شاعر سعی کرده با صنایع مختلف ادبی مضامین مختلفی را در قالب کلمات به مخاطب عرضه کند که حالا عده ای که بویی از سبک های جدید موسیقی و شعر نبرده اند، ترانه های سخیف را با زننده ترین عبارات عرضه می کنند و نتیجه ی آن این می شود که همه با توجه به این ساختارشکنی زیاد ، هم از این شعرها و هم از آهنگ های رپ ساخته شده با آن ها به شدت استقبال می کنند. یا مثلا گروه مستان همای که اگر شعر های حافظ و سعدی را بخواند کسی به آن ها اصلا توجه نمی کنند، همین که خواننده با شعرهای خیام با آن عرفان عجیب، یا از این دست شعرهای استفاده کرد، همه توی موبایلشان از همای آهنگ دارن که"آن دم که مرا می زده در خاک گذارید/ زیر کفنم خمره ای از باده گذارید"! یا صادق هدایت که ممکن است در صرفا داستان نویسی خیلی بزرگ نباشد، اما با آن زمینه ی کافکایی خودش... یا اصلا همین کافکا و ده ها و صدها نفر دیگر که با شنا کردن بر خلاف جهت رودخانه به شهرت رسیدند.

توجه داشته باشید من هیچ قضاوتی چه اخلاقی و چه غیر اخلاقی از این که این پدیده خوب یا بد هست، نکردم و فقط به وجود آن اشاره داشتم. چه بسا این ساختارشکنی در جهت مثبت و سازنده باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه 3 بهمن1389ساعت 21:48 توسط علی هنرور |