تبليغاتX
حکمتانه

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی/ عشق داند که در این دایره سرگردانند

به راستی کانون وجود و احساس ما کجاست؟ آیا اندیشه و عقل در مغز و احساس و دل در قلب است؟ من با خود بارها این سوال را از خود کرده ام، اما به نتیجه ی روشنی نرسیده ام. از یک طرف انسان با خود می گوید که عقل کانون وجود و تصمیم گیرنده ی اصلی است ولی یک چیزایی هم طرفای قلب آدم احساس می شود. به نظر می رسد در عید این که انسان قوه عقلیه در ساختار مغری فیزیکی دارد، اما کانون غیر ملموس تری مثل روح انسان در قلب که به نوعی اصلی ترین عضو حیاتی بدن هم هست، وجود دارد. با تمام این حدس و گمان ها باز هم سوال مطرحی خیلی بزرگ و تقریبا بدون جواب قاطع است. 

+ نوشته شده در یکشنبه 28 آذر1389ساعت 1:17 توسط علی هنرور |

***

پی نوشت:اولین تصویر مربوط به طراحی بنری ست که حدود سه سال پیش انجام دادم و دومی هم برای همان سه سال پیش و جشنواره ی پوسترهای عاشورایی بود که هیچ وقت فرصت ارسالش پیش نیامد. طبق عهد معهود نظرخواهی برای بخش چشمان غیرفعال است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 آذر1389ساعت 13:5 توسط علی هنرور

باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

در فلسفه تاریخ به عنوان یک علم سرفصل های مختلفی مطرح و بحث می شود. یکی از مهم ترین سرفصل های آن هم بحث علل ایجاد حوادث تاریخی و تکرار دوباره تاریخ است. فلسفه و تاریخ هر یک جدای از هم محل بحث های شدید میان مکاتب مختلف فکری هستند، حال ببینید در صورتی که تلفیق شوند و فلسفه تاریخ را به عنوان یک علم جدید( در صورت پذیرفتن علم بودنش) به وجود آورند، چه پیش می آید.

روزهای آغازین ماه محرم را سپری می کنیم و طرح مساله ی فلسفه تاریخ شاید به خودی خود جایگاهی نداشته باشد. جدای از این که علاقه ی شخصی به فلسفه تاریخ و مخصوصا تطبیق تاریخ در فضای تحلیل پویا دارم، اما غرض من فقط باز کردن مورد مطالعه جدیدی و آن هم بررسی یکی از بزرگترین وقایع تاریخ دین مبین اسلام یعنی اتفاقات محرم و مخصوصا عاشورا و قرار دادنش در الگوی فلسفه تاریخ است. به این معنی که چه مجموعه اتفاقاتی موجبات وقوع عاشورا را فراهم آورد و آیا تجمیع دوباره علل حادثه ای مشابه را ایجاد می کنند یا خیر. در این بین بی شک به دیگر اتفاق بزرگ دین اسلام و مذهب تشیع( که همان دین اسلام است) یعنی ظهور منجی عالم بشریت، حضرت حجة ابن الحسن (ارواحنا له الفداء) نیز بایستی پرداخته شود.

نکته ی دیگر که احساس می کنم باید بیش از پیش در تربیت دینی مدنظر قرار دهیم و جزو موارد بسیار مهم در مناسک ماه محرم است، اولویت شعور بر شور است تا خدا ناکرده در اثر کوچک ترین غبار فکری شور ما برعکس عمل نکند.  همه می دانیم فهم عمیق دینی از انسان در برابر این گونه مسائل پشتیبانی می کند.


السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله
 ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
  السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 آذر1389ساعت 14:2 توسط علی هنرور |

باران بر خاک پاکت زرینه ی تاکت جان می بخشد باران/ گل خنده زند شاد جان می شود آزاد ای وطنم

شاید بعدها در مورد خود کیوان ساکت و آثار رازآلودش ببیشتر نویسم اما الان قصد معرفی یکی از آهنگسازی های او با صدای سعید لاری به نام زندگی را دارم. خیلی از آلبوم های موسیقی داریم که وزن اسمی بر روی آهنگساز است تا خواننده. البته این قضیه بیشتر در موسیقی سنتی به وجود می آید چون در پاپ تقریبا همه توی یک رده هستند و ارزش های غیر هنری رتبه ها را روشن می کنند.

همین که بدانیم در این آلبوم ساز در دستان کیوان ساکت بوده و او نت ها را بر قلم آورده برای ما کافی ست. کیوان ساکت گاهی آن چنان می نوازد و حرکت دستانش بر روی تار یا سه تار آن چنان سریع است که نمی توان انگشت ها را از هم تشخیص داد. باید بدانید که او سبک خاصی در نوازندگی با سازهای زهی دارد که مدت ها بود دیگر کسی از آن شیوه استفاده نمی کرد. البته خود کیوان ساکت هم به تکنیک بالا و خلاقیت زیاد در نوازندگی معروف است. مشهد علی رغم محدودیت های خاصی که برای موسیقی داشته چهره های بزرگی را به جامعه ی موسیقی تقدیم کرده که کیوان ساکت هم از آن هاست.

آلبوم زندگی اکثرا حال و هوای شعرهای منوچهری دامغانی را دارد. به این معنی که بیشتر در مورد طبیعت است و آن چنان ساز و سخن به زیبایی پیش می روند که حال و هوای همان تصنیف را به شنونده منتقل می کنند. البته در واقع ترانه های بهار، گل های افسرده، شب غمگین، باران و زندگی هر یک یک موضوع خاص دارند. در مورد خواننده سعید لاری هم اطلاعات فنی خاصی ندارم ولی صدای گرمی دارد.

تصنیف باران را از اینجا دانلود کنید...

+ نوشته شده در سه شنبه 9 آذر1389ساعت 10:57 توسط علی هنرور |