تبليغاتX
حکمتانه

من اول و آخری ندارم/ مبدا تویی و منتها هم

در این حکمتانه که می خواهم بنویسم قصد آن را دارم که به یکی از نکات فلسفه ماده که سال های متمادی وظیفه ی درگیر کردن ذهن من را داشته بیان کنم.

به راستی مبدا همه چیز چیست؟ یعنی آن چیزی که عالم هستی در یک نگاه مادی و علمی از آن به وجود آمده چیست. آیا تک تک سلول های بدن انسانی؟ آیا تک تک مولکول ها؟ اتم ها؟ رنگ ها؟ عناصر آب و باد و خاک و آتش؟ یا شاید زمان و این ثانیه ها سیطره ای بر وجود ما دارند؟ یا بر اساس دیدگاهی که الان پذیرفته شده این عناصر شیمیایی هستند که همه چیز از آن ها و ترکیبات آن ها پدید آمده است. این سوال عمری به سن ازل دارد و احتمالا تا ابد هم زندگی خواهد کرد. چه بسا پاسخ به این سوال تنها در یک جهان بینی الهی و در پرتو مباحث شیرین فلسفی امکان پذیر باشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 آبان1389ساعت 18:32 توسط علی هنرور |

خیلی وقت میشه که در مورد فیلم ها ننوشتم و چون بعد از مدت ها فیلم های سال جدید به دستم رسید چند وقتی بود که فیلم ها را می دیدم، البته الان حدود دو هفته است که به جز یک فیلم چیز دیگری ندیده ام. این بار به علت فاصله ی نوشتن راجع به فیلم ها، تعداد زیادی از آن ها هستند که من فقط به توضیحات کوتاهی بسنده می کنم. چون خیلی از دوستان( همان به تعداد انگشتان یک دست!) از من خواستند تا به نوعی راهنما هم باشم از این به بعد نمره ی سایت IMDB و نظر خودم که در دسته های فوق العاده/ خوب/ متوسط/ مزخرف را در پی هر فیلم خواهم نوشت.

The Insider : فیلم نفوذی با بازی راسل کرو و آل پاچینو راجع به لابی های شرکت های دخانیات در آمریکا و مسائلی که یک شیمی دان و یک تهیه کننده ی مستندساز تلویزیونی با آن دست و پنجه نرم می کنند، ساخته شده است. ( 8/خوب)

Donnie Darko : یک فیلم مثلا علمی تخیلی که باید به جای کلمه ی علمی یک کلمه ی دیگر را جایگزین کرد! داستان یک نوجوان است که مخش قاطی کرده و فکر می کند به زودی دنیا به پایان می رسد.(8.3 / مزخرف)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 19 آبان1389ساعت 20:23 توسط علی هنرور |

دوش ای پسر می خورده ای، چشمت گواهی می دهد/ باری حریفی جو که او، مستور دارد راز را

هر انسان با توجه به ویژگی های خاصی که دارد در بین بقیه ی انسان ها اعتبار مثبت یا منفی، زیاد یا کم، خوب یا بد پیدا می کند. اگر با یک جهان بینی الهی به قضیه نگاه کنیم، ممکن است برخی انسان ها پیش مردم بی آبرو باشند در حالی که نزد خدا مقرب اند و برعکس؛ و یا نزد خدا و مردم با آبرو یا نزد هیچ کدام اعتباری نداشته باشند. معیار های اعتبار نزد خداوند و مردم گاهی متفاوت و گاهی یکسان است. چند روز پیش به یک معیاری رسیدم که شاید برای خدا و بندگان خدا نسبت به یک فرد برابر باشد. اگر گفته های یک فرد با رفتارش و رفتار یعنی آن چیزی که بقیه درک می کنند در یک انسان برابر باشد آن گاه اگر این گفته ها الهی باشد آن فرد هم در مقابل خدا و هم در مقابل مردم اعتبار خواهد داشت. این گونه انسان ها عزت به نفس زیادی دارند و همیشه پیشرو بوده اند. شاید این عدم تضاد بین گفته و اندیشه و رفتار از طرفی همان گفتار و پندار و کردار نیک بوده و از طرف دیگر تعریفی دیگر از اخلاص باشد.

+ نوشته شده در جمعه 14 آبان1389ساعت 22:2 توسط علی هنرور |

هرچه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو/ کی بود مفهوم تو او کو از آن عالی‌تر است

از روز اولی که زندگی را آغاز کردیم در طول این سالیان در دو بعد زمان و مکان رفتار هایمان معنا پیدا می کند. دوران خردسالی، کودکی، نوجوانی، جوانی، بزرگسالی و پیری را طی می کنیم و در خانه ای همراه با خانواده، در محله ای با همسایه ها، در مدرسه ای با همکلاسی ها و... مکان هایی را تجربه کردیم. به جز مکان و زمان، افراد و اشیاء خاصی را هم درک کردیم که هر یک از این چیزها دو مولفه ی اصلی زمان و مکان را داشته اند. لحظه ی اکنون که به گذشته فکر می کنیم هر چیزی را که به یاد می آوریم، بعد از این که زمان و مکان آن در ذهنمان پدیدار می شود خودآگاه یا ناخودآگاه ناراحت یا خوشحال می شویم. این یعنی هر چیزی در زندگی ما که با آن بوده ایم دارای با مفهومی منفی یا مثبت است که با یادآوری یا دیدار مجدد آن، برایمان به نوعی اندکی از حس آن لحظه و آن مکان در ما تازه می شود. این مفهوم تحت تاثیر شرایط روانی، آب و هوا، شرایط خانوادگی، شرایط مالی، ارتباطات و خیلی دیگر از متغیر در آن زمان و مکان خاص است که موجب آن بار منفی یا مثبت می گردد.

پی نوشت: برای شخص من باران و شب مفاهیم خیلی عجیبی هستند.
+ نوشته شده در یکشنبه 9 آبان1389ساعت 1:5 توسط علی هنرور |

+ نوشته شده در شنبه 8 آبان1389ساعت 20:10 توسط علی هنرور

عندلیبی که به هر غنچه دلش می لرزد/ بهتر آن است که در صحن گلستان نپرد

خوانندگان موسیقی سنتی دو دسته هستند. دسته ای خوانندگی تخصص اصلی شان بوده و در عین حال با نوازندگی حداقل یک ساز به صورت تخصصی نیز آشنایی دارند و عده ای دیگر که تعدادشان کمتر است نوازندگانی اند که به دلیل تسلط به دستگاه ها و آواز ها و همچنین داشتن صدایی نسبتا خوب می خوانند. به عنوان مثال اگر از قدیم تر شروع کنیم دماوندی و تاج اصفهانی و بنان و قوامی و شجریان و تعریف و عقیلی از دسته ی اول و اصغر بهاری و جلیل شهناز و حسن کسایی و حسین عمومی و داوود آزادو ارشد طهماسبی در این دسته ی دوم قرار می گیرند. این دسته ی دوم معمولا آثار آوازی کمتری دارند ولی شنیدن آن ها معمولا خالی از لطف که نیست هیچ پر ز لطف هم هست.

ارشد طهماسبی تار و سه تار نواز که الان حدودا 53 سال دارد شاگردی بزرگانی چون محمدرضا لطفی و حسین علیزاده را کرده و از اعضای گروه چاووش بوده و برای بسیاری از خوانندگان موسیقی سنتی هم موسیقی ساخته و هم ساز نواخته است. یکی از وجوه تمایز او با سایرین این است که در حوزه ی تئوریک موسیقی خیلی فعال بوده و علاوه بر کلاس های درسش، آثار آموزشی زیادی را ضبط و کتاب های نیز منتشر کرده است. یک نکته ی دیگر این که در اکثر آثار سالار عقیلی آهنگساز او بوده است.

آلبوم شهرود کاری است که او هم ساخته و هم نواخته و هم خوانده. به وضوح کیفیت تارنوازی او دیده می شود و با همین وضوح هم خواننده نبودنش معین است. ولی من از شنیدن این آلبوم بسیار لذت برده و می برم. در این آلبوم به جز یک اثر از حافظ بقیه ی شعرهایش از شعرای معاصر مثل عارف قزوینی و ملک الشعراست. آلبوم شهرود حاصل کار او با یکی از شاگردانش به نام سیاوش ایمانی ست که گویا در آخرین لحظه به او اضافه شده و تنبک نواخته چون تنبک نواز قبلی روز قبل از این کنسرت که در دانشگاه شاهرود اجرا شده در یک سانحه دستش شکسته. در مجموع با اثر دلنشینی روبرو هستیم.

یکی از تصانیف این آلبوم را دانلود کنید...

+ نوشته شده در یکشنبه 2 آبان1389ساعت 23:11 توسط علی هنرور |